آمل با صدها جاذبه گردشگری دروازه ورود مسافران به شمال

شهر آمل با سابقه چندین هزار ساله با دارابودن صدها جاذبه تاریخی، گردشگری، طبیعی و زیارتی یکی از نزدیکترین شهرهای پایتخت به شمال کشور محسوب می شود.
به گزارش خبرنگار مهر در آمل، آمل به عنوان یکی از شهرهای مرکزی مازندران در 180 کیلومتری تهران قراردارد و از شمال به محمود‌آباد، از شرق به بابل، از غرب به نور و از جنوب به رشته کوه های البرز و استان تهران محدود می‌شود.
این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای تشکیل شده که کوهستان قسمت جنوب و بخش جلگه‌ای شمال این شهرستان است.
بر اساس نوشته ای تاریخی آمل محل زندگی  قوم " آمارد"  یا " آماردان" که قبل از تاپوریها " تپوریها "  بوده که به سرزمین تپورستان "طبرستان " مهاجرت کرده و در همین منطقه " آمل " که مستعدتر و معروف تر از سایر نقاط طبرستان بوده سکونت گزیدند و نام آمل مخفّف همان " آمارد " است که براثر کثرت بیان به شکل " آمل " درآمده است.
شهرستان آمل دارای جاذبه های تاریخی فروانی است که می توان به امامزاده ابراهیم (ع ) در شهرآمل اشاره کرد. این بنا با پلان مربع شکل و بدنه آجری و گنبد هرمی‌شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شده و در ابتدای بلوار طالب‌آملی قرار دارد.
بر روی درب و صندوق چوبین روی مرقد کتبه‌های زیبایی به خط رقاع حک شده که طبق مفاد آنها، مزار متعلق به ابو‌محمد ابراهیم از فرزندان امام موسی‌(ع) می‌باشد.
گنبد ناصر‌الحق و شمس طبرسی
این دو بنای تاریخی در مجاورت یکدیگر در حاشیه شمالی شهر آمل در منطقه چاکسر و در جانب غربی بلوار شهید بهشتی آمل قرار دارند.
ساختمان آجری آنها متعلق به قرن نهم هجری قمری بوده و بنای ناصر‌الحق آرامگاه وی می‌باشد که در سال 304 هجری قمری در این مکان به خاک سپرده شده و گنبد دیگر متعلق به شمس طبرسی از فقها و علمای مشهور آمل است. آتشکده بنایی مهم تاریخی در مرکز شهرآمل واقع شده است.
با وجود شهرت این بنا به آتشکده، شکل ظاهری آن چندان با کاربرد آن تناسب ندارد. احتمالاً مکان اصلی آن آتشکده بوده که بعد از اسلام آوردن مردم آمل شکل آن تغییر یافته است.
این بنای عظیم و آجری با پلان مربع شکل و در کنار بلوار شهید بهشتی شهر آمل در منطقه چاکسر واقع شده است.
پل دوازده چشمه یکی دیگر از آثاربا ارزش تاریخی در شهرآمل است.
این پل در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل بر روی رود هراز در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث شده و در دوران قاجاریه به طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند.
این پل به نیت دوازده معصوم (ع) دارای 12 طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاقهای قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود هفت متر می‌باشد، فاصله بین هر پایه با پایه دیگر 6 متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان است.
طول این پل تاریخی و دیدنی 120 متر و عرض آن 40/6 متر است. در زمان بازدید این پل می‌توان از امکانات موجود در پارک‌دهکده طلائی شامل شهربازی، دریاچه، امکانات ورزشهای فکری، فروشگاههای مختلف و کافی‌شاپ استفاده کرد.
شکل شاه ازشاهکارهای تاریخی در شهرستان آمل است که در دل کوه به طرزباشکوهی نقش بسته است.
در 60 کیلومتری جنوب شهر آمل در جانب غربی رود و جاده هراز و تونل بایجان در کنار محور ارتباطی تهران به آمل در زمان ناصر‌الدین‌شاه و بدستور وی نقش برجسته سنگی زیبایی بر سینه کوه و مشرف به رود هراز کنده شده که در مازندران بی‌نظیر بوده است.
در این حجاری، ناصر‌الدین‌شاه بهمراه چند‌تن از امری کشوری و لشکری نشان داده شده است.
در دل ارتفاعات رشته کوه های البرز در شهرستان آمل آبشار زیبای و مرتفع شاهان‌دشت در مسیر ورودی مسافران در محور هراز چشمک می زند.
آبشارشاهان دشت لاریجان در 65 کیلومتری شهر آمل در جاده هراز و مسیر منتهی به شهر تهران در ارتفاعات مشرف به روستای زیبا و ییلاقی شاهاندشت در جانب جنوبی جاده و رودخانه هراز این آبشار پر‌آب، دائمی و عظیم باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند.
آبشار شاهان‌دشت با ارتفاع تقریبی 50 متر یکی از بزرگترین آبشارهای مازندران به شمار می‌رود. قابل ذکر است که جاده فرعی منشعب از جاده هراز تا آبشار مذکور تقریباً 10 دقیقه فاصله دارد و بعد از خاتمه جاده از روستای شاهان‌دشت 15 دقیقه نیز پیاده روی دارد که منظره واقعاً دلپذیری را در حین پیاده روی مشاده می‌کنید. البته در کنار آبشار قله شاهان‌دشت را نیز می‌توان در برنامه بازدید جای داد.
قله دماوند، بام ایران و سمبل مازندران وپیشخوان شهرستان آمل با شهرتی جهانی یکی از منحصر به فرد‌ترین جاذبه‌های طبیعی ایران به شمار می‌رود که در 75 کیلومتری جنوب غربی شهر آمل در البرز مرکزی و بخش لاریجان قرار‌ دارد.
مسیر دسترسی به بام ایران  در کیلومتر 70 آمل به تهران در آبادی پل‌مون از جاده‌ هراز جدا می‌شود که به جاده آبگرم رینه معروف است.
این جاده فرعی بعد از حدود هفت کیلومتر و با شیبی تند و عبور از ارتفاعات با پیچهای متعدد به شهر رینه می‌رسد و سپس با عبور از شهر رینه به سمت غرب در مسری که به منطقه اکوتوریستی لار و شهر پلور ختم می‌شود ادامه یافته  است.
پس از طی حدود پنج کیلومتر بعد از رینه در نزدیکی محل برف‌چال از جاده رینه به پلور به سمت قله در جهت شمالی یک جاده فرعی و خاکی از جاده آسفالته مذکور جدا شده و با عبور از مسیری زیبا در میان شقایقهای سرخ در محلی موسوم به مسجد امام زمان (عج) خاتمه می‌یابد و از این مکان کار صعود کوهنوردان آغاز می‌شود، محل مذکور در ارتفاع دو هزار و 200 متری قرار دارد و استراحتگاه و پناهگاه بعدی نیز در ارتفاع چهار هزار و 200 متری واقع شده است.
مسیر فوق‌الذکر در جبهه جنوبی قله است و علاوه بر آن کوهنوردان از جبهه‌های شمالی، جنوب‌غربی و غربی نیز به قله صعود می‌کنند.
شهرستان آمل دارای جاذبه های تاریخی دیگری چون بقعه میر‌حیدر آملی ، بقعه شمس‌الرسول،آثاره راه‌باستانی هراز، حمام شاه‌عباس آبگرم لاریجان است.
از جاذبه طبیعی آمل می توان قلعه ملک‌بهمن شاهندشت، آبشار یخی، چشمه وحوضه گرمارود از بلیران تا لاله‌زاره،آبهای معدنی آب‌ اسک،آب‌ معدنی لاریجان پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان و دهها مکانهای دیگر اشاره کرد.
شهرستان آمل دارای صنایع دستی متنوعی است و گردشگران می توانند به عنوان سوغات سفر معرق، منبت، سفال، گلیم، انواع ترشی، برنج و زیتون و مرباجات وشیرنجات محلی را خریداری کنند.

اطلاعات كلي درباره آمل

اطلاعات کلی آمل:
کشور: ایران
استان: مازندران
شهرستان: آمل
بخش: مرکزی
سال شهرستان شدن: ۱۳۲۵
نام(های) قدیمی: آمارد، ایالت طبرستان، آمرد، شهر قدیم آمل، آمله، هفت شهر، آمارد
جمعیت: ۳۴۳۸۵۸ نفر
زبان‌ گفتاری: فارسی، مازندرانی
مذهب: اسلام (شیعه دوازده امامی و شافعی)
ارتفاع از سطح دریا: ۷۶ متر
شهرها: رینه, دابودشت, گزنک, امامزاده عبدالله
بخش‌ها: لاریجان, دابودشت, دشت سر, رینه

آمــــــــــل

آمل (دربارهٔ این پرونده تلفظ ) یکی از شهرهای استان مازندران در ایران است.
آمل با ۱۹۷٬۴۷۰ نفر جمعیت (بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵) در جلگهٔ مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری، مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.
وجه تسمیه
نام یکی از اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل در مازندران را دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند. واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ)مردها یا (آ)ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی (mardio) یا آمردی (Amardio) آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و «آمل» بدل شد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیانگزارش "آمله" نیز می‌تواند باشد، چنانکه در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده است
تاریخچه
گرچه آمل قدمت آن به دوره آهن و قبل از اسلام بر می گردد ولی به خاطر اینکه در زمان آماردها آمل رونق خاصی گرفته و از آن دوره تمام اراضی آمل رونق ویژه ای در تمامی زمینه ها گرفت و از آن جا آمل جدیدی در کنار رود هراز روی کار آمد.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می شده است.
معماری و گردشگری
شهرستان آمل با زیبایی وصف ناپذیر در مرکزاستان مازندران در دامنهٔ جنگلی و زیبای البرز و کوه دماوند با وجود بیشترین جاذبه‌های گردشگری مازندران و امکانات پذیرایی وتفریحی است که لقب نگین جهانی در قلب شمال کشور را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از تاریخی ترین شهرها و شهر قدیم آمل و جاذبه های زیبا و سرسبزی با وجود جاده پر تردد کشور یعنی جاده هراز توریست های زیادی از سراسر ایران وجهان به این شهر زیبا سفر کرده و یا از آن گذر میکنند.
۱- بازار: راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته)نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا می‌کنند. راسته اصلی دقیقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه (جنوب شرقی بافت) آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکیهای مرکز اصلی کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ادامه می‌یابد. بازار به بافت ویژگی طولی و خطی بودن آن (گذر و محور اصلی بافت) تلفیق بعضی از مراکز محله با آن (مشائی محله و شاهاندشتی محله)، برخورداری از کاربری اجتماعی – اقتصادی و همجواری با دیگر عناصر شهری عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و …) قسمت اعظمی از بافت مسکونی اطراف را تحت نفوذ مستقیم خود دارد. در واقع برش و عبور قطری بازار از بافت سبب می‌شود که تا عمق واحدی از دو طرف (بافت مسکونی پیرامون بازار) خود را تحت پوشش قرار دهد.
۲- مراکز و گذرهای اصلی محلات، به غیر از سه مرکز اصلی میدانچه مشائی محله (محله چهار سوق)، بازارچه شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) و کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) بقیه مراکز اصلی با فاصله از راسته اصلی بازار و تقریباً در در مرکز ثقل هندسی محلات مستقر هستند. چون راسته اصلی بازار به صورت قطری بافت را قطع نموده‌است از این نظر این مراکز اصلی با گذرهای اصلی بین خود، عملاً یک حلقه ثانویه پنهانی (تار نامرئی) را به دور بازار به وجود می‌آورند. علاوه بر این هر یک از این مراکز اصلی، خود دارای یک شعاع نفوذی هستند. لذا مجموعه این شعاعهای نفوذ مراکز اصلی با حلقه درونی بر گرد بازار، محدوده و منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد که می‌تواند به عنوان یک محدوده بافت کهن و تاریخی به آن استناد کرد. چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپائی رضاخانی مصون مانده‌است. لذا پیوستگی قضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت می‌گردد.
آمل بام ایران
کوه دَماوَند بام ایران کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه[۱] شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. کوه دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است. نزدیکترین شهر بزرگ به این کوه لاریجان است. کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. همچنین قله دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملی» در شمار مناطق چهارگانه ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است. از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است. در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است. دماوند دارای چشمه‌های آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.

محلات تاریخی آمل
۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی)
هر یک از محله‌های مسکونی فوق دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شد، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.
آمل دروازه شمال
شهر آمل با سابقه چندین هزار ساله با دارابودن صدها جاذبه تاریخی، گردشگری، طبیعی و زیارتی یکی از نزدیکترین شهرهای پایتخت به شمال کشور محسوب می شود. آمل به عنوان شهر مرکزی مازندران در ۱۸۰ کیلومتری تهران قراردارد و از شمال به محمودآباد، از شرق به بابل، از غرب به نور و از جنوب به رشته کوه های البرز و استان تهران محدود می‌شود این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای تشکیل شده که کوهستان قسمت جنوب و بخش جلگه‌ای شمال این شهرستان است. با دارا بودن جاده هراز و بیشترینمکان های تاریخی تفریحی در شمال و مازندران محسوب می شود.

آمل پایتخت شیعه و اسلام
مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی در تبرستان بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ مرعشی بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس یکم صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان گذاری شد.

        جاذبه‌های تاریخی و گردشگری

  • خاستگاه فریدون
  • ضحاک چال
  • نقش برجسته شکل شاه
  • حمام شاه‌عباس آبگرم لاریجان
  • برج و آرامگاه محمد بن محمود آملی
  • مسجد جامع
  • آثاره راه‌باستانی هراز
  • قلعه ملک بهمن
  • برج قدیمی امیری
  • کاروانسرای کمبوج (گامبوش)
  • مسجد آقا عباس
  • موزه تاریخ آمل
  • پایین بازار شهر قدیم آمل
  • مسجد امام حسن‌عسگری
  • قلعه کهرود
  • قلعه فرنگیس
  • تکیه و پل فیروزکلا
  • خانه های قدیمی
  • بازارچه آمل
  • قلعه دختر پلور کاروانسرای سنگی و کوهستانی پلور
  • کافر کلی (غارهای باستانی آب‌اسک و پلمون)
  • امامزاده عبدامناف
  • امامزداده محمد قریشی
  • امامزداه عباس شهنه‌کلا
  • برج دیدبانی
  • پل فلزی
  • پل پلور به لار
  • بقعه شمس طبرسی
  • عمارت مقبره میربزرگ
  • برج آرامگاهی میر حیدر آملی
  • امامزاده ابراهیم(آمل)
  • مقبره امامزاده قاسم
  • مقبره امامزاده عبدالله
  • آرامگاه ناصرالحق
  • پل دوازده چشمه
  • قلعه دوم شاهان‌دشت
  • مقبره مولانا سید حسن ولی
  • پارک جنگلی هراز
  • آبهای معدنی لاریجان، آمولو، اسک و استراباکو
  • سقانفار هندوکلا
  • جنگل سروچمان هزار پله
  • آرامگاه میرزا شاه
  • برج هشتل
  • امامزاده هاشم (هراز)
  • تپه تنگ سفید آب
  • کاروانسرای کمبوج (گامبوش)
  • حمام شاه عباسی
  • حمام میر صفی
  • دخمه سنگی کافر کلی

    جاذبه‌های ورزشی
    • قله دماوند
    • قله امامزاده قاسم
    • کوه قره‌داغ
    • سیاه کوه
    • کوه کلکچال
    • پلاس
    • غار اسک
    • تپه باستانی
    • پارک ملی لار
    • غار گل زرد
    • آسمان کوه لار
    • کوه دال کمر
    • ارتفاعات ییلاقات لاریجان
    • رود هراز
    • پیست و اکادمی گلف
    • آبشار یخی

      جاذبه‌های علمی تحقیقی
    • کارگاههای پرورش ماهی سردابی لاریجان
    • طرح آبریز هراز
    • موسسه تحقیقات برنج کشور
    • مرکز پرورش نهال زیتون
    • مرکز پرورش گیاهان دارویی سلیمانی و قلی‌زاده
    • دهکده قدیمی با کارگاه قالی‌بافی بلیران
    • باغ کیوی و گلخانه ایزدی
    • پرورش ماهی و منابع طبیعی
    • منطقه حفاظت شده چلاو
    • منطقه توریستی کلرد
    • منطقه حفاظت شده سیاه‌بیش

      جاذبه‌های تفریحی
    • پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان جنگلی ( هزار پله)
    • پارک جنگلی امامزاده عبدالله
    • پارک دهکده طلایی
    • شکارگاههای لاسم
    • شکارگاه امیری
    • شکارگاه لار
    • منطقه تیراندازی ممنوع رزن
    • روستای خوشواش
    • روستای وانا
    • دریاچه آب اسک
    • دهکده توریستی الیمستان
    • هلومسر پارک مل

      جاذبه‌های طبیعی
    • قله دماوند
    • جنگل بلیران
    • گرم رود
    • رود کم‌کلا
    • رود کرسنگ
    • رود پنجاب
    • رود لاسم
    • آب گرم لاریجان
    • آب معدنی اسک
    • آب آهن آب فرنگی لاریجان
    • آب معدنی گرو کلرد
    • آبشار یخی
    • آبشار شاهان‌دشت
    • آبشار آلامل
    • آبشار پرو مد
    • آبشار شیخ علی‌خان
    • آبشار سنگ درکا
    • آبشار قلعه‌دختر
    • آبشار دعیز
    • سدلار
    • دریاچه دریوک
    • آبشار آب مراد لاسم
    • جنگل زیار

      دانشگاه و مراکز آموزشی
      آمل در زمان قدیم دارای هفتاد مراکز علمی بوده و تنها شهر دارای بیشترین دانشگاه قدیم یا همان نظامیه بوده است.
  • دانشگاه آزاد واحد بین المللی آیت الله آملی
  • دانشگاه شمال آمل
  • دانشگاه فذا آمل
  • دانشگاه پزشکی آمل
  • دانشگاه سبز آمل
  • دانشگاه آمل، آمل
  • دانشگاه سمنگان آمل
  • دانشگاه پیام نور آمل
  • دانشکده توحید آمل
  • دانشکده علوم قرآنی آمل
  • دانشکده پرستاری مامایی آمل
  • دانشکده دام پزشکی آمل

ارتباط های بین المللی ، کنسولگری‌ها ، شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده
پرچم هند
لاهور، هند
پرچم ایتالیا آب معدنی، ایتالیا

تاریخچه شهر آمل

تاریخچه شهر آمل

شهر آمل از شهرهاي بسيار قديمي ايران در استان مازندران است. بعضي از مورخان و جغرافي نويسان سابقه‎ آن را به دوره پيشداديان و كيائيان نسبت داده اند. شهر آمل با توجه به اشياء و سكه هايي كه از آن به دست آمده در دوره ساساني پايتخت يامركز آن منطقه بوده است. احتمالا مردم آمل در زمان حكومت مهدي خليفه عباسي، به دين اسلام گرويدند و بعد از آن بناهاي اسلامي در آنجا ساخته شد.

اوايل قرن هفتم حسام الدين اردشير مركزيت را از ساري به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال 795 هـ . ق امير تيمور گوركاني آمل و ساري را غارت كرد و فرمان قتل عام ساكنين آنها را صادر كرد و سه قلعه مهم از جمله ماهان سر را با خاك يكسان كرد. از آن پس آمل روبه ويراني نهاد. آمل جديد در جوار شمال آمل قديم بنا شده است وامروزه يكي از شهرهاي آباد و زيباي شمال ايران به شمار مي رود. 

در حدود قرن نهم پیش از میلاد در دو طرف سفیدرود در حدود رستم آباد امارت نشین‌های متعددی به وجود آمده بود که مردم آن در ساختن کوزه‌های سفالین گلی و پیکرک‌های گاو و جام‌های زرین و زینت آلات و غیره سلیقة بخصوصی نشان داده‌اند و آثارشان نشان می‌دهد که تمدن و هنر آنها بسیار پیشرفته بوده‌است. این امارت نشین‌ها در حدود قرن هفتم تا پنجم پیش از میلاد به وسیلهٔ اقوام مقتدر تازه وارد منهدم گردیدند. ناحیهٔ ساحلی جنوب دریای مازندران در همین زمان و حتی مدت‌ها پیش از آن معبر آسانی برای عبور اقوام شمالی به سوی دره‌های حاصلخیز و مراتع کوهستانهای مغرب ایران بود. از آن راه اقوام مزبور می‌توانستند به آسانی به شهرهای پرثروت بین‌النهرین دست یابند. به علاوه سواحل باختری دریای مزبور به راه طبیعی قفقاز برمی خورد و این ناحیه در میان دریای مازندران مانند «هیت‌ها» و «میتانی‌ها» و «کاسی‌ها» و شاید مادها و... بعد از آنها «سکایی‌ها» و «کیمری‌ها» از آن برای ورود به شبه جزیرة آناتولی و فلات ایران و جلگة بین النهرین استفاده می‌کردند.

اگر نزدیکی زبان و عادات و رسوم مردم سواحل جنوبی دریای مازندران یعنی «گیل‌ها» و «دیلم‌ها» و «تپوری‌ها» و «آماردها» را با تالش‌ها در نظر بگیریم این طور به نظر می‌رسد که تمام این اقوام از راه گردنه‌های قفقاز و سواحل تالش به طرف گیلان آمده باشند و چون سواحل دریایی برای زندگی مناسب نبود به ارتفاعات واقع در کنار جنگل‌ها رفته و به گله‌داری در مراتع سبز جلگه‌های مرتفع البرز مشغول شدند. امروز در تمام این نواحی گورهای متعددی از آنان وجود دارد. تعداد گورهایی که در جلگه‌های مرتفع واقع در کنار جنگل‌های گیلان و مازندران قرار دارد به قدری زیاد است که می‌توان احتمال داد که اجتماعاتی در آن نواحی مسکن داشته‌اند و آثار خانه‌هایشان از میان رفته باشد. باتوجه به اسناد تاريخي اين شهر حداقل از دوره ساساني تا دوره مغول پايتخت مازندران بوده است.

در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد.

شهر آمل از شهرهای بسیار قدیمی ایران در استان مازندران است.ابن خردادبه:<<از زمان پادشاهی فریدون تا زمان بهرام گور آمل پایتخت دنیای مسکون بود>>.حمدالله مستوفی بنای شهر را به طهمورث پادشاه پیشدادی نسبت می دهد. فردوسی از آمل چنین ذکر کرده است: از آمل گذر سوی تمیشه کرد نشت اندر آن نامور پیشه کرد از آمل همه بندگان تواند به ساری پرستندگان تواند چنین تا به شهر بزرگان رسید ز ساری و آمل به گرگان رسید در تاریخ  طبرستان ابن اسفندیار کاتب (تالیف 613 ه-ق)چنین آورده است:<<در قباله های کهن مذکور است که معنی آمل به واژه طبری آهوش است وهش وهل مرگ را گویند و کنایه از این است که تو را هرگز مرگ مباد>>. در کتاب راهنمای شمال فرخ عفاری در تاریخچه آمل چنینی آورده است: خسرو پرویز آمل را توسعه داد از آن به بعد این شهر مدت ها مقر حکومت و پایتخت حکام محلی مازندران بود. مازیار به امر محمد ابن موسی نماینده مامون این شهر را 8 ماه محاصره کرد وسرانجام فتح و بعد از تصرف شهر دستور خراب کردن دیوار های آن را صادر کرد اما بعد پشیمان شد. اصطخری در کتاب مسالک و ممالک چنین آورده است:<<و از همه طبرستان ابریشم بسیار خیزد خاصه به آمل>> ابن حوقل چنین نوشته:<<آمل از قزوین بزرگتر و بسیار پر جمعیت تر بود>>. ابن اسفندیار (613ه-ق)آمل را بازار جهانی روزگار خود معرفی و ذکر کرده بود. بعضی از مورخان و جغرافی نویسان سابقه‎ْ آمل را به دورهْ پیشدادیان و کیائیان نسبت داده‌اند. شهر آمل با توجه به اشیاء و سکه‌هایی که از آن به دست آمده در دوره ساسانی پایتخت یامرکز آن منطقه بوده‌است. احتمالاُ مردم آمل در زمان حکومت مهدی خلیفهْ عباسی، به دین اسلام گرویدند و بعد از آن بناهای اسلامی در آنجا ساخته شد. اوایل قرن هفتم حسام الدین اردشیر مرکزیت را از ساری به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال ۷۹۵ هـ. ق امیر تیمور گورکانی آمل و ساری را غارت کرد و فرمان قتل عام ساکنین آن‌ها را صادر کرد و سه قلعهْ مهم از جمله ُ ماهان سر ُ را با خاک یکسان کرد. از آن پس آمل روبه ویرانی نهاد. آمل جدید در جوار شمال آمل قدیم بنا شده‌است وامروزه یکی از شهرهای آباد و زیبای شمال ایران به شمار می‌رود.

آمل در قدیم شهری آباد، وسیع و پر جمعیت بود. ابوالفضل بیهقی، در کتاب تاریخ خود در فصل حرکت مسعود غزنوی با لشکریانش به آمل، این شهر را چنین توصیف می‌کند: «و امیر به شتاب براند و به آمل رسید روز آدینه ششم جمادی‌الاولی، و افزون پانصد و ششصد هزار مرد بیرون آمده بودند؛ مردمان پاکیزه‌روی و نیکوتر، و هیچکدام را ندیدم بی‌طیلسان شطوی یا توزی یا تستری یا ریسمانی… و گفتند عادت این است… و من که بوالفضلم پیش از تعبیه لشکر در شهر رفته بودم، سخت نیکو شهری دیدم، همه دکانها درگشاده و مردم شادکام» در قرن پنجم وقتی با همت خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر کاردان و با کیاست سلجوقیان و صاحب کتاب معروف سیاست‌نامه (سیرالملوک)، قرار شد مدارسی به سیاق دانشگاه‌های امروزی به نام نظامیه در شهرهای بزرگ جهان اسلام آن روز از جمله بغداد، دمشق، بلخ، نیشابور و بخارا تأسیس شود آمل از جمله شهرهایی بود که در کنار شهرهای فوق صاحب نظامیه گردید.

درباره شهرستان آمل

روي به دريا نه و چون بگذري                      در طبرستان طربـــــستان طلب  
مقصـد آمال به آمل شــناس                       يوسف گمگشته به گرگان طلب  (خاقاني شرواني)

شهرستان آمل كه در مركز استان شمالي مازندران واقع شده، از شمال به درياي خزر و شهرستان محمودآباد و از شرق و غرب به شهرستان هاي بابل و نور و از جنوب در منطقه لاريجان به كوهستان هاي البرز مركزي و تهران مرتبط است. در مركز اين شهرستان، شهر ديرسال و زيباي آمل جاي دارد كه رود خروشان و نشاط افزاي هراز از ميان آن مي گذرد.
آمل همه ي چشم اندازهاي ويژه ي مناطق شمالي كشور را يكجا در خود جمع دارد و مي توان به فاصله ي حداكثر بيست دقيقه از مركز شهر به رودخانه، دريا، شاليزار، جنگل و كوهستان رسيد. سازمان ايرانگردي و جهانگردي در كتاب راهنماي برنامه ريزي سفر در مازندران (صفحه 62-61) درباره ي جاذبه هاي گردشگري آمل چنين مي آورد: "آمل بيشترين جاذبه ي توريستي، طبيعي و آثار باستاني متعلق به دوران مختلف تاريخي را در خود جاي داده است... سالانه بيش از دوازده هزار توريست خارجي فقط براي صعود به قله ي دماوند (با5870 متر ارتفاع از سطح درياهاي آزاد) به لاريجان آمده و از مواهب طبيعي اطراف آن لذت مي برند."
قله ي افسانه اي دماوند، درياچه ي سد لار، پارك هاي جنگلي، آب هاي معدني گرم و سرد لاريجان، ييلاق هاي زيباي لاريجان و دره ي هراز از جمله پلور، اسك، نياك، نوا، اميري، گزانه، اليمستان، چلاو و سنگچال، قلعه ي ملك بهمن و آبشارهاي زيباي شاهاندشت، دريوك، تميره و...، غار گل زرد پلور، سنگ نبشته ي شكل شاه وانا، درياچه ي ساهون، بقاياي آتشكده هاي دوره ي ساساني، گوردخمه هاي پلمون، لارين چشمه سر، مقبره ي ميربزرگ، مقبره ي ميرحيدر آملي، گنبد ناصرالحق، بقعه ي شمس آل رسول، پل دوازده چشمه متعلق به دوران صفوي، پل معلق ساخته ي آلماني ها، بقاع متبركه ي امامزاده ابراهيم، امامزاده عبدالله- برادر امام رضا (ع) و... همگي در شمار ديدني هاي اين شهرستان اند.
شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ي سترگ فردوسي حكيم ياد شده است.
فريدون، پادشاه اسطوره اي كه اژدهاك ماردوش را درون چاهي در دماوندكوه آويخت، خود پرورش يافته ي دامان البرز بود و پژوهشگران، پايتخت او را حوالي آمل مي دانند و امروز نيز باشندگان لاريجان، دشت خرمي در پاي دماوند را تخت فريدون مي خوانند.
سال ها بعد، در عصر پادشاهي نواده ي وي، منوچهرشاه، سپاه توران از جيحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقي ايران را تصرف كرد، ولي به واسطه ي مقاومت دلاورانه ي ايرانيان، پشت دروازه هاي آمل زمين گير شد و به موجب پيمان صلحي، آرش كمانگير تيري از دماوندكوه در اطراف آمل تا فرارود در آسياي ميانه رها كرد و جان داد و مرزهاي ايران را باز تا آن سوي جيحون كران داد. با برافتادن شاهنشاهي ساساني، مردم اين ديار كه تا سال ها، در برابر تجاوز ستمكارانه ي تازيان دلاورانه ايستادگي كردند و از پذيرش سلطه ي آنان تن زدند، سرانجام با اخلاص تمام پذيراي تشيع شدند و با دعوت آزادانه و آگاهانه از نوادگان امام علي (ع)، كه آنان را نمايندگان پاك اسلام راستين مي دانستند، افتخار بزرگِ بنيانگذاري نخستين دولت شيعه ي جعفري در تاريخ اسلام را با نام علويان تبرستان از آن خود كردند.
آمل در قرن پنجم هجري، در عصر صدارت خواجه نظام الملك طوسي در دولت سلجوقيان، همپاي فرهنگ شهرهاي بزرگ آن روزگار جهان اسلام داراي مدرسه ي معتبر نظاميه شد. دو قرن پيش از آن محمد جريرتبري، مفسر قرآن و مورخ نامدار جهان اسلام از اين شهر برخاسته  بود.

معرفي و تاريخچه شهرستان آمل

شهرستان آمل:
آمل يكي از شهرهاي مركزي استان مازندران است كه از شمال به محمود‌آباد از مشرق به بابل، از جنوب به دماوند و تهران و از مغرب به نور محدود مي‌شود. مساحت آن ...... كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 76 متر و رودخانه‌هراز از وسط آن مي‌گذرد.
اين شهرستان از دو قسمت كوهستاني و جلگه‌اي تشكيل شده كه كوهستان قسمت جنوب و بخشي جلگه‌اي شمال اين شهرستان را تشكيل مي‌دهد.
جمعيت و سابقه تاريخي:
شهرستان آمل از يك فرمانداري، سه‌بخش و سيزده دهستان تشكيل شده و طبق سرشماري 85 جمعيت شهرستان ....... نفر بوده است.
تاريخچه شهر آمل:
به موجب تحقيقات اخير روشن گرديده كه كاينه (آمارد) يا (آماردان) كه قبل از تاپوريها (تپوريها) به سرزمين تپورستان (طبرستان) مهاجرت كرده، در همين منطقه (آمل) كه مستعدتر و معمورتر از ساير نقاط طبرستان بوده سكونت گزيدند و نام آمل مخفّف همان (آمارد) است كه براثر كثرت استعمال به شكل آمل درآمده است.
حمدالله مستوفي بناي شهر آمل را به طهورث پادشاه پيشدادي نسبت مي‌دهد و «ابن‌خرداد به» چنين مي‌نويسد: از زمان پادشاهي فريدون تا زمان بهرام‌گور آمل پايتخت دنياي مسكون بود.
ويژگي‌هاي اقتصادي:
بيشترين درآمد مردم اين شهرستان از طريق كشاورزي بخصوص برنج تأمين مي‌شود. توليد برنج در اين شهرستان بيشاز ‌200.000 تن برآورد شده است كه قسمت عمده آن به نواحي ديگر كشور صادر مي‌شود. غير از برنج منابع ديگر درآمد كشاورزان، كشت گندم، صيخي، پرورش باغ مركبات و سياه بيشه مي‌باشد. از دهة 1350 به بعد كارخانه‌هاي متعددي در اطراف اين شهرستان تأسيس گرديده كه مهمترين آنها عبارتند از: نساجي بابكان، ايران الكتريك (توليد كليد و پريز و لامپ)، پتوي بافي مرينوي، پلاستيك سازي پلي‌گل، پشم ريسي تريكوبافي، آلومينيوم سازي، شركتهاي دوخت پيراهن و شلورا، آبميوه‌گيري، بيسكوئيت‌سازي، آجر ماشيني و شهركهاي صنعتي متعدد.

پیدایش آمل :
در مورد پیدایش شهر آمل مطالب فراوانی در کتب و منابع مختلف آمده است که ذکر تمامی آنها در این مختصر نمی گنجد . در مجموع می توان سه نظریه را از مجموع مطالب مربوط به پیدایش آمل جمع بندی و استخراج کرد:
الف) پیش از مهاجرت آریایی ها به فلات ایران و سکنی گزیدن در آن ، اقوامی در منطقه شمالی رشته کوه البرز و در حاشیه جنوبی دریاچه خزر سکونت داشتند، که به آماردها معروفند.
پیرنیا می نویسد: « وقتی آریایی ها به فلات ایران آمدند، مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آریایی ها مردم بومی از « دیو » یا « تور » نامیدند. علاوه بر این در مازندران آثاری بدست آمده که خیلی قدیمی است ودلالت بر صحت این استنباط می نماید . رفتار آریایی ها با این مردم بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود، بخصوص که آریانها آنها را از خود پست تر می دانستند، بنابراین در ابتدا هیچ حقی برای آنها قائل نبودند . »
اردشیر برزگر می نویسد: « هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل ( آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد ) به اسم آنها نامیده شد. »
یحیی ذکاء در « کاروند کسروی » آورده است:
آما، آماردان یا ماردان ، در زمان لشکر کشی اسکندر ماکدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند ، ولی سپس چنانکه از گفته های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند .
آمل ، شهر شناخته و کهن مازندران که اکنون نیز هست ، گذشته از آنکه تاریخ بودن ماردان را در مازندران نشان می دهد؛ از راه زبان شناسی هم این واژه جزء دیگر شده آمارد نیست زیرا یکی از قاعده ها زبان شناسی عوض شدن «ر » و « د » به « ل » ، دیگری عوض شدن « ا » به «و » و دیگری افتادن « و» و بازماندن پیش در جای آن می باشد ، چنانکه از روی این قاعده واژه های « پارد » و
« وارد » و « سارد » کهن « پل » و « گل » و « سال » گردیده ، آمار نیز از روی آنها آمل شده ....
اردشیر برزگر می نویسد: « پاره ای از ایران شناسان را گمان این است که این دسته « آمرد » از لاهیجان کنونی تا حوالی بابل امروزه جای داشتند و همین دانشمندان را اندیشه بر این است که شهر آمل پایتخت باستانی آنان ، نخست به نام این گروه « آمرد » بود . رفته رفته آملد و آمل برگردانیده شده است و امروزه نام آمل هم در میان توده مازندران AML است نه AMOL » .
وی مرزهای سکونت این قوم را چنین توضیح می دهد : « مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود ، از خاور به مرز ورگانا ، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین ( کاسپین ، کاسو ، کازاک یا قزاق ) و از باخترن تا آن دست لنکران ( قفقاز ) و از جنوب خاوری به کومیسین ( قومس یا دامغان ) و از جنوب رکا ( رک یا ری ) و جنوب باختری به کسپین
( قوزوین ) و سرزمین مدی چسبندگی داشت . »
وی در جای دیگر می نویسد :
« در حدود سه هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا « گرگان » گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند ، منطقه را سبز و خرم یافته ، رحل اقامت افکندند ؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند . » در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست . عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر ، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
پورداود نوشته است : « آمیانوس Ammianus در حدود سال 360 میلادی کتاب خود را نوشت
] وی [ و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می کنند که در سواحل دریای خزر می زیستند و تیره ای از همین مردم در آسیای مرکزی ، نزدیکی مرو رود جیحون ( آمویه ) بسر می بردند .»
او در ادامه می نویسد : « نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین داده اند . »
اردشیر برزگر معتقد است « در دوره اشکانیان ، مردها با اشک پنجم ( فرهاد یکم ) جنگیدند و پس از سه سال مبارزه شکست خوردند و بسیار به قتل رسیدند . وی آنها را به آنسوی خراسان کوچانیده و اینها به یادگار آمل در آنجا شهری ساختند به نام آمل که ابن خردابه در المسالک و مقدسی در احسن التقاسیم و ابن العبری در مختصر الدول وجود شهری به نام آمل را در بخش غربی جیحون تائید کرده اند. »
نصراله هومند در جزوه آشنای مختصری با شهر آمل با این نظر مخالف است و می نویسد : « تز میان همین اقوام مهاجر آریائی ( آزادگان ) شاخه ای دیگر با نام آموهائی برای بدست آوردن سرزمینی بزرگ و آباد از سرزمین اصلی خود مهاجرت نموده و در کناره رود هراز ( هرهز ) آرام یافتند. چنانکه این قوم توانستند در کنار ( ه ) غربی همین رود شهری را بنا کنند و نام قبیله و قوم هود را بر آن شهر بنهند . با گذشت زمان به گونه های: آموری ، آمو ، آمل بدل شد.»
و سرانجام نتیجه می گیرد :« منظور از این همه اشارات و یادآوری ها این بود که « آموئی ها » مردمان اولیه سرزمین آمل و اطراف از سمت غرب به شرق مهاجرت نکردند بلکه از شرق دریای خزر به مازندران ( تبرستان ) مهاجرت نموده ساکن شدند و... واژه هایی مانند آمارد ، آملد ، امرته را نمی توان ریشه لغوی شهر آمل به حساب آورد در صورتی که با اندکی دقت و توجه می توان
( ریشه واژه آمل را به اینگونه بدست آورد : آمل – آمو – آموی- آمویه . » )
پور داود نوشت : « از آنچه گذشت پیداست در پارینه نام مردمی که در آن ساما می زیستند امرد Amarda خوانده می شد و نام آمل در مازندران یادگاریست از آن دوران . »
هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ ، از اقوام تیبارینها ، ماکروینها ، موزیکانها و مارد ( آمرد ) ها نام برده است .
پیرنیا معتقد است پس از آمدن آریانها به فلات ایران ( قسمت شمالی فلات ) و زندگی در این منطقه و پی بردن به مشکلت و خطرات یک زندگی طبیعی و ضرورت همزیستی ، اختلاط نژادی آنها با بومی ( آماردان ) آغاز شد . چنانچه از ظواهر و مستندات و مدارک موجود برمی آید آماردها اقوامی مبارزه و جنگجو بودند ، از بارزترین شواهد این مدعا نبرد این قوم با سپاه اسکندر مقدونی است . آورده اند پس از ورود اسکندر به قسمت شرقی مازندران فعلی تنها قومی که نماینده ای در جهت تقدیم تحف و پیشکش و پذیرفتن استیلای اسکندر به نزد وی نفرستاد آماردها بودند .
برزگر در این باره می نویسد : « ماردها ( مردها ) به اسکندر سرفرود نیاورده و نمیانده نزدش نفرستادند . اسکندر گفت « خیلی غریب است که یک مشت مردها نمی خواهند مرا فاتح خوانند » سپس ورزیده ترین سپاه خود را به سوی آمل راند و فرهاد ( ساتراپ) را نیز با خود برد »
از بررسی اسناد و مدارک باقیمانده چنین بر می آید که جنگ با اقوام جنگجوی آماردها در جنگلهای ابنوه برای اسکندر و سپاهیانش بسیار مشکل و طاقت فرسا بود ، آشنایی این قوم با شیوه های جنگ و گریز در جنگل و زندگی در آن و خو گرفتن آنان با شرایط خاص زندگی و نیز جنگ در جنگلهای انبوه ، کار فتح را مشکل کرد و پیشروی سپاه فاتح اسکندر در جنگلهای محل سکونت آماردان متوقف گردید.
ربودن اسب محبوب اسکندر بنام « بوسیفال » یا « بوسیفالوس» کارایی این قوم را در جنگ ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی ، نشان می دهد ، سرانجام اسکندر در مقابل پس گرفتن اسب محبوب خود در قبال متارکه جنگ و پذیرفتن ضمنی صلح بدون فتح منطقه مجبور به بازگشت شد.
از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول « اشک پنجم » است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید.
اکرم بهرامی نوشته است : « فرهاد اول پادشاه آماردها را در منطقه آمل شکست داد و آنها را به حوالی خوار ، مشرق ورامین ، کوچانید و تپوریها جای آنها را گرفتند . »
مرحوم مهجوری به نقل از پیرنیا می نویسد :
« جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید . از اینجا معلوم می شود جنگ با این مردم سخت بوده ، از طرف دیگر دیده می شود که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالتی نمی کنند ، حال آنکه اسما سرزمین ماردها یکی از ایالات تابعه آنهاست . از اینجا چند نکته را می توان استنباط کرد . اولاً دولت سلوکیها در این زمان رو به ضعف نهاده بود و ماردها مردمی نبودند که به آسانی تحت تابعیت بمانند . بنابراین اعتنا به سلوکیها نداشتند ، حتی ظن قوی این است که بعد از اسکندر مستقل شده بودند. »
و درجای دیگر نوشته است :
« درباره خوی و احوال آماردها گواهیهایی از مورخان باختری برای ما مانده است . مثلاً ژوستن Justin آنان را نیرومند و شجاع خوانده است. آریان می گوید که آماردها مردمی بودند بی بضاعت ، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر . »
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ مازندران به نقل از یک دایره المعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ 1882 میلادی آمده است :
« قسطنطین چهارم در 686 میلادی ] سده هفتم [ دوازده هزار از مردی ها را ، که قبیله ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخش های شمالی دریای خزر می زیستند ، برای سد و جلوگیری تاختن های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید . »
در مرز گوگمل در قلب قشون ، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری ، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی « آمارد » گرداگردش صف بسته بودند .
شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل ، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است .
ب – دومین نظر درباره پیدایش شهر آمل متکی به نوشته های ابن اسفندیار ، کاتب آملی ، در کتاب « تاریخ تبرستان » می باشد. ابن اسفندیار در صفحه 82 کتاب فوق تصریح می کند که در سال 613 هجری قمری مشغول نوشتن این کتاب بوده است . اساس و بنیان کتاب یاد شده بنابر نوشته ابن اسفندیار از کتاب عقد سحر و قلائد در تالیف ابوالحسن بن محمد الیزدادی است . ابن اسفندیار زاده و ساکن آمل بوده و بنابر نوشته اش به خوارزم نیز رفت . روایت وی در ارتباط با پیدایش آمل افسانه گونه است . وی معتقد است آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمده ، یزدان آباد ( که معروف و معمور است ) و روستای استادرستاق (که آنهم در دوره ابن اسفندیار ظاهرا آباد بود ) را بنا نهادند . وی در تاریخ تبرستان می نویسد : « بنای آمل به فرمان آمله دختر یکی از روستای دیلمی و همسر فیروز ، شاه بلخ ، ساخته شد . »
ج – نظر سوم در باب پیدایش آمل ، که بر دلایل و مدارک متقن و مستدل استوار نبوده و یا نگارنده با آن برخوردی ننموده است . بنیاد شهر آمل را به طهمورث ، جمشید ، کیومرث و ..... از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهد.
ملگونف سیاح روس در سال 1280 هجری قمروی بدون ذکر ماخذ نظر می دهد: « در بنای آن اختلاف است به ضحاک ( و کیومرث و جمشید و هوشنگ ) و فریدون و طهمورث نسبت دهند. »
دولتشاه سمرقندی در « تذکره الشعرا » آورده است:
« اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته ، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست . فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهران گور تختگاه ربع مسکون آمل بود . »
قاضی احمد قزوینی در « تاریخ جهان آرا » را نوشته است :
« طهمورث بن هوشنگ لقبش نجیب و بعضی دنباوند یعنی تمام سلاح گفته اند اما مشهور به دیوبند است . آمل مازندران و اصفهان و بابل از آثار او اشتهار دارد . »
حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب » آورده است :
« آمل از اقالیم چهارم باشد طولش از جزیره خالدات فزک 107 و عرض از خط استوالول 66 طهمورث ساخت اثری بزرگست .. »