تاریخچه شهر آمل
تاریخچه شهر آمل
شهر آمل از شهرهاي بسيار قديمي ايران در استان مازندران است. بعضي از مورخان و جغرافي نويسان سابقه آن را به دوره پيشداديان و كيائيان نسبت داده اند. شهر آمل با توجه به اشياء و سكه هايي كه از آن به دست آمده در دوره ساساني پايتخت يامركز آن منطقه بوده است. احتمالا مردم آمل در زمان حكومت مهدي خليفه عباسي، به دين اسلام گرويدند و بعد از آن بناهاي اسلامي در آنجا ساخته شد.
اوايل قرن هفتم حسام الدين اردشير مركزيت را از ساري به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال 795 هـ . ق امير تيمور گوركاني آمل و ساري را غارت كرد و فرمان قتل عام ساكنين آنها را صادر كرد و سه قلعه مهم از جمله ماهان سر را با خاك يكسان كرد. از آن پس آمل روبه ويراني نهاد. آمل جديد در جوار شمال آمل قديم بنا شده است وامروزه يكي از شهرهاي آباد و زيباي شمال ايران به شمار مي رود.
در حدود قرن نهم پیش از میلاد در دو طرف سفیدرود در حدود رستم آباد امارت نشینهای متعددی به وجود آمده بود که مردم آن در ساختن کوزههای سفالین گلی و پیکرکهای گاو و جامهای زرین و زینت آلات و غیره سلیقة بخصوصی نشان دادهاند و آثارشان نشان میدهد که تمدن و هنر آنها بسیار پیشرفته بودهاست. این امارت نشینها در حدود قرن هفتم تا پنجم پیش از میلاد به وسیلهٔ اقوام مقتدر تازه وارد منهدم گردیدند. ناحیهٔ ساحلی جنوب دریای مازندران در همین زمان و حتی مدتها پیش از آن معبر آسانی برای عبور اقوام شمالی به سوی درههای حاصلخیز و مراتع کوهستانهای مغرب ایران بود. از آن راه اقوام مزبور میتوانستند به آسانی به شهرهای پرثروت بینالنهرین دست یابند. به علاوه سواحل باختری دریای مزبور به راه طبیعی قفقاز برمی خورد و این ناحیه در میان دریای مازندران مانند «هیتها» و «میتانیها» و «کاسیها» و شاید مادها و... بعد از آنها «سکاییها» و «کیمریها» از آن برای ورود به شبه جزیرة آناتولی و فلات ایران و جلگة بین النهرین استفاده میکردند.
اگر نزدیکی زبان و عادات و رسوم مردم سواحل جنوبی دریای مازندران یعنی «گیلها» و «دیلمها» و «تپوریها» و «آماردها» را با تالشها در نظر بگیریم این طور به نظر میرسد که تمام این اقوام از راه گردنههای قفقاز و سواحل تالش به طرف گیلان آمده باشند و چون سواحل دریایی برای زندگی مناسب نبود به ارتفاعات واقع در کنار جنگلها رفته و به گلهداری در مراتع سبز جلگههای مرتفع البرز مشغول شدند. امروز در تمام این نواحی گورهای متعددی از آنان وجود دارد. تعداد گورهایی که در جلگههای مرتفع واقع در کنار جنگلهای گیلان و مازندران قرار دارد به قدری زیاد است که میتوان احتمال داد که اجتماعاتی در آن نواحی مسکن داشتهاند و آثار خانههایشان از میان رفته باشد. باتوجه به اسناد تاريخي اين شهر حداقل از دوره ساساني تا دوره مغول پايتخت مازندران بوده است.
در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسهای که آمل را به ساری و گرگان وصل میکرد، درزمان او احداث شد.
شهر آمل از شهرهای بسیار قدیمی ایران در استان مازندران است.ابن خردادبه:<<از زمان پادشاهی فریدون تا زمان بهرام گور آمل پایتخت دنیای مسکون بود>>.حمدالله مستوفی بنای شهر را به طهمورث پادشاه پیشدادی نسبت می دهد. فردوسی از آمل چنین ذکر کرده است: از آمل گذر سوی تمیشه کرد نشت اندر آن نامور پیشه کرد از آمل همه بندگان تواند به ساری پرستندگان تواند چنین تا به شهر بزرگان رسید ز ساری و آمل به گرگان رسید در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار کاتب (تالیف 613 ه-ق)چنین آورده است:<<در قباله های کهن مذکور است که معنی آمل به واژه طبری آهوش است وهش وهل مرگ را گویند و کنایه از این است که تو را هرگز مرگ مباد>>. در کتاب راهنمای شمال فرخ عفاری در تاریخچه آمل چنینی آورده است: خسرو پرویز آمل را توسعه داد از آن به بعد این شهر مدت ها مقر حکومت و پایتخت حکام محلی مازندران بود. مازیار به امر محمد ابن موسی نماینده مامون این شهر را 8 ماه محاصره کرد وسرانجام فتح و بعد از تصرف شهر دستور خراب کردن دیوار های آن را صادر کرد اما بعد پشیمان شد. اصطخری در کتاب مسالک و ممالک چنین آورده است:<<و از همه طبرستان ابریشم بسیار خیزد خاصه به آمل>> ابن حوقل چنین نوشته:<<آمل از قزوین بزرگتر و بسیار پر جمعیت تر بود>>. ابن اسفندیار (613ه-ق)آمل را بازار جهانی روزگار خود معرفی و ذکر کرده بود. بعضی از مورخان و جغرافی نویسان سابقهْ آمل را به دورهْ پیشدادیان و کیائیان نسبت دادهاند. شهر آمل با توجه به اشیاء و سکههایی که از آن به دست آمده در دوره ساسانی پایتخت یامرکز آن منطقه بودهاست. احتمالاُ مردم آمل در زمان حکومت مهدی خلیفهْ عباسی، به دین اسلام گرویدند و بعد از آن بناهای اسلامی در آنجا ساخته شد. اوایل قرن هفتم حسام الدین اردشیر مرکزیت را از ساری به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال ۷۹۵ هـ. ق امیر تیمور گورکانی آمل و ساری را غارت کرد و فرمان قتل عام ساکنین آنها را صادر کرد و سه قلعهْ مهم از جمله ُ ماهان سر ُ را با خاک یکسان کرد. از آن پس آمل روبه ویرانی نهاد. آمل جدید در جوار شمال آمل قدیم بنا شدهاست وامروزه یکی از شهرهای آباد و زیبای شمال ایران به شمار میرود.
آمل در قدیم شهری آباد، وسیع و پر جمعیت بود. ابوالفضل بیهقی، در کتاب تاریخ خود در فصل حرکت مسعود غزنوی با لشکریانش به آمل، این شهر را چنین توصیف میکند: «و امیر به شتاب براند و به آمل رسید روز آدینه ششم جمادیالاولی، و افزون پانصد و ششصد هزار مرد بیرون آمده بودند؛ مردمان پاکیزهروی و نیکوتر، و هیچکدام را ندیدم بیطیلسان شطوی یا توزی یا تستری یا ریسمانی… و گفتند عادت این است… و من که بوالفضلم پیش از تعبیه لشکر در شهر رفته بودم، سخت نیکو شهری دیدم، همه دکانها درگشاده و مردم شادکام» در قرن پنجم وقتی با همت خواجه نظامالملک طوسی، وزیر کاردان و با کیاست سلجوقیان و صاحب کتاب معروف سیاستنامه (سیرالملوک)، قرار شد مدارسی به سیاق دانشگاههای امروزی به نام نظامیه در شهرهای بزرگ جهان اسلام آن روز از جمله بغداد، دمشق، بلخ، نیشابور و بخارا تأسیس شود آمل از جمله شهرهایی بود که در کنار شهرهای فوق صاحب نظامیه گردید.
این وبلاگ دیگر بروزرسانی نمی شود و به یک سایت مستقل به آدرس زیر تبدیل شده است.